تبليغاتX
ستاره کوچولو
به او بگویید دوستش دارم

به او که گل همیشه بهاره من است

به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است

به او که عشق جاودانه من است

به او بگویید دوستش دارم

به او که قلبش به وسعت دریاست

که قایق کوچک دل من در ان غرق شده

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد

به او که چشم هایم را به دنیای پر از زیبایی باز کرد

و به او بگویید دوستش دارم

به او که صدای پایش را می شنوم

به او که لحن کلامش را می شناسم

به او که عمق نگاهش را می فهمم

به او که...

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 و ساعت 6:12 بعد از ظهر |
می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی

می رسد روزی که احساس مرا باور کنی

می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود

خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی

می رسد روزی که تنها مانده از من یادگار

نامه هایی را که با دریای اشک، تر می کنی

می رسد روزی که تنها در مسیر بی کسی

بوته های وحشی گل را از غم پر پر کنی

می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من

ان زمان احساس امروز مرا باور کنی

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 7:16 بعد از ظهر |
دل دله دیونه منه

عشقت تو سینه منه

دنیا تو دستای منه

وقتی نگات ماله منه

قرارمون تو بارون دوباره دیدنمون

گرفتن دستای تو و دوست دارم های منه

می خوام برات بمیرم

بامن بمون عزیزم

بمون عزیزم

 

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه نهم خرداد 1385 و ساعت 6:53 بعد از ظهر |
سلام

حال ما خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به ان شادمانی بی سبب می گویند

عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی اهوی بی جفت بلرزد ونه

این دل ناماندگار بی درمان!

نامه ام باید کوتاه باشد،ساده باشد بی حرف از ابهام واینه

از نو برایت می نویسم

حال ما خوب است

اما

تو باور نکن

+ نوشته شده توسط ستاره در پنجشنبه چهارم خرداد 1385 و ساعت 5:23 بعد از ظهر |
دوست من تو یار من نیستی

من چگونه تو را بفهمانم؟

راه من راه تو نیست

اگر چه با هم راه می رویم

همانند درختان بلوط

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 6:30 بعد از ظهر |
تو خیال کردی بری دلم برات تنگ می شه

نمی دونستی دلم به سختی سنگ می شه

فکر نکردی می تونم تو رو فراموش کنم

مثل بادی بوزم شعلتو خاموش کنم

راه بین من و تو دورترین فاصله شد

برای به هم رسیدن دلا بی حوصله شد

حالا امروز دیگه من اسمتو یادم نمی یاد

دیگه حتی دل من خاطرهاتم نمی خواد

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه دوم خرداد 1385 و ساعت 6:16 بعد از ظهر |