تبليغاتX
ستاره کوچولو
هر چی ارزوی خوبه مال تو

هر چی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو

این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن

توی و بدون من تو رها شدن

اخر غربت دنیاست مگه نه

اول دو راهی اشنا شدن

 

 

در زندگی سه راه را دنبال کن:

۱ـ دوست داشتن را برای یک تجربه

۲ـ عاشق شدن را برای یک هدف

۳ـ فراموش کردن را برای قبول واقعیت

 

 

+ نوشته شده توسط ستاره در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 5:16 بعد از ظهر |
برو که دیگه بیخیالتم

فکر نکن نگران حالتم

چرا برگشتی بگو چی می خوای

بودنم شده واست ارزوی محال

یادته زدی دلمو شکستی

حالا اومدی می گی بودی تو مستی

پشیمونی ولی بدون خودت خواستی

برو گمشو برو خیلی پستی

+ نوشته شده توسط ستاره در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 و ساعت 6:27 بعد از ظهر |
من می خواستم که با تو بمونم تا همیشه

اما تو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی می شه

حالا چرا باز برگشتی می گی بی تو نمی شه

نمی خوامت دیگه برو دورشو از جلوی چشام واسه همیشه

 

 

هیچ وقت با او راحت حرف نمی زد همیشه چشمهایش منتظر فرصتی بود که توی چشمهایش نگاه کند و

با زبان بی زبانی به او بگوید.....  

اما باز هم نتوانست ولی اخرین روزکه او برای همیشه رفت فهمید که همه کارهارا نمی شود به چشمها

سپرد .

 

+ نوشته شده توسط ستاره در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 6:43 بعد از ظهر |
سلام

در اینجا می خواستم از عزیزی که لطف کرد و قالب وبلاگم رو تغییر داد تشکر کنم و این شعر رو تقدیم

می کنم به ابتین عزیزم

امیدوارم بتونم با این شعر زحمات ابتین عزیزمو جبران کنم

 

کسی در باد....

کسی در باد می خواند

تو را تا اوج می خواهم

برای ناز چشمانت چه بی صبرانه می مانم

دلم تنگ است و بی یادت

در این غربت نمی مانم

تو هستی در وجود من

تو را هرگز نمی رانم

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 6:46 بعد از ظهر |
 
 

رفتی تو از زندگیم انگار که یه خواب بودی

تو لحظه های عمرم افسوس که کمیاب بودی

می دونستم از اول این رسم زندگی نیست

خوشبختی زودگذرهرگز همیشگی نیست

 

بدنبال یه رویام که دست نیافتنی نیست

می دونستم از اول قلبم شکستنی نیست

مثل یه قصه زیبا  مثل یه خواب کوتاه

من اسمتو گذاشتم قشنگترین اشتباه

 
+ نوشته شده توسط ستاره در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 7:10 بعد از ظهر |
صدا کن مرا

صدایت زیباترین نوای عالم است

صدا کن مرا

که صدایت قلب شکسته را تسکین می دهد

صدا کن مرا تا بدانم که هنوز از یاد نبرده ای مرا

نشسته ام تا شاید صدایم کنی و محبت بی دریِغت را نثارم  کنی

 

مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند

 

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 7:8 بعد از ظهر |
سلام

به یاد ماه مبارک رمضان سال پیش این شعرو می نویسم

برای اخرین بار خدا کنه بباره

تو این شب کویری یه قطره از ستاره

همیشه بودیو من تورو ندیدم انگار

بگو بگو که هستی برای اخرین بار

وقتی دوری تنهاییم نزدیکه

قلبم بی تو می ترسه تاریکه

چه لحظه ها که بی تو یکی یکی گذشتن

عمرمو بردن اما یه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه کن منو به گریه نسپار

حالا که با تو هستم برای اولین بار

        برای اخرین بار

+ نوشته شده توسط ستاره در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 6:9 بعد از ظهر |