تبليغاتX
ستاره کوچولو
وقتی که از رفتنت غرق پشیمونی شدی

وقتی تو ظلمت شب خسته و زندونی شدی

وقتی که غصه غرورتو شکست

وقتی که غم روی قلب تو نشست

تو میای می گی پشیمون شدم

دیگه از جدای ها خسته شدم

تو می گی اگه می شه منو ببخش

که بازم عاشقو دل بسته شدم

 

 

 

 نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل

 چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

 ز من هر آن که او دور چو دل به سينه نزديک

به من هر آنکه نزديک از او جدا جدا من 

نه چشم دل به سويي نه باده در سبويي

که تر کنم گلويي به ياد آشنا من

 ستاره ها نهفته در آسمان ابري

 دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من

+ نوشته شده توسط ستاره در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 5:57 بعد از ظهر |
مسافر به انتظارت خواهم ماند ، تا ابد ، برای همیشه

زیرا می دانم به سوی من باز خواهی گشت

پس با همه توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد

به انتظارت می مانم

زیرا قلب من با هر تپش اهنگ خاطرات گذشته را می نوازد

قلبی که در ان خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است

حتی اگر بدانم روزی جسم تو به سوی من باز نمی گردد

باز هم به انتظارت می نشینم.....

شاید روزی صدای پایی را بشنوم

که از ان تو باشد...

+ نوشته شده توسط ستاره در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 7:8 بعد از ظهر |