وقتی که از رفتنت غرق پشیمونی شدی
وقتی تو ظلمت شب خسته و زندونی شدی
وقتی که غصه غرورتو شکست
وقتی که غم روی قلب تو نشست
تو میای می گی پشیمون شدم
دیگه از جدای ها خسته شدم
تو می گی اگه می شه منو ببخش
که بازم عاشقو دل بسته شدم
نبسته ام به کس دل نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آن که او دور چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سويي نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي به ياد آشنا من
ستاره ها نهفته در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من
+ نوشته شده توسط ستاره در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت
5:57 بعد از ظهر |

